مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1164
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1531 ] مقالهء [ چهلم ] : اندر ابورسما « 1 » بعضى به جاى باى موحده نون ثابت كنند . و ترجمهء او در عربى سيلان الدّم است و اين را ام الدّم نيز گويند . و وى آن است كه شريانى بشكافد در زير جلد به واسطه ضربه يا سقطه پس خون و ريح هوايى كه در آن شريان است برون آيد از ميان او و در فضايى كه ما بين جلد و شريان است جمع شود قدر ما يوسع فيه و از آن جمله است آنكه جراحت بر عضوى افتد و پوست شريان را ببرد پس اگرچه جلد ملتحم شود ليكن شريان پاريده بماند [ و ] چنانچه بالا گفته شد خون و ريح از آن برآيد و زير پوست جمع شود . علامت اين ورم آن است كه متحرك به حركت انبساطيه و انقباضيه گردد به تبع حركت شريان و هنگام انبساط شريان ، ورم پست شود و عند انقباض او بلند گردد . و ايضا چون به دست غمر كنند ، ورم به غايت كمتر شود جهت بازگشتن خون از فضا به داخل شريان و بسيار باشد كه عند حركت خون ، بقبقه و آواز حركت شنيده شود از آن محل و رنگ اين ورم بادنجانى باشد و بنفسجى . علاج : چيزهاى قابض چون شاهبلوط و مازو و اقاقيا و جز آن ضماد سازند تا موضع را محكم گرداند و فضا را تنگ سازد و خون كمتر ريزد و احتراز كلّى فرمايند از آنچه ورم [ را ] بشكافد . و قال « شارح الاسباب » : « و يحذر أن يمسّه شىء يخرقه فإنّه ينزف منه الدّم عند إنخراق الجلد كما ينزف من الشّريان و يؤول إلى عاقبة غير محمودة » « 2 » . [ 1532 ] مقالهء [ چهل و يكم ] : اندر بثور غريبهء نادر الوقوعه آن ، چند گونه است : [ 1533 ] نوع اوّل : آنكه خرد و سپيد و سخت بيخ بود ؛ مانند غدد و مشرقة الرؤس [ يعنى داراى نوكهاى درخشنده ] قليل الالم و عسر النضج باشد و از بثور ، اندكاندك ريم ترشح نمايد و اين را « ذات الاصل » گويند . و گاه باشد كه ذات الاصل بزرگ شود همچون دمل .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Aneurysm . ( 2 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض مىگويد : بايد از برخورد چيزى با آنكه موجب شكافتنش شود پرهيز شود ؛ زيرا موجب خونريزى آن همچون خونريزى شريانى مىشود و عواقب وخيمى ايجاد مىكند » . م .